جبرئیل ندا بر آورد:
«هان ای محمد ، خداوند بزرگ بر تو درود میفرستد و تو را فرمان میدهد که چهل شبانه روز از خدیجه دوری گزینی»
عقل کل از کل هستی شد جدا تا چهل شب کرد خلوت با خدا
این چهل شب در سرش شور تو بود بهر استقبال از نور تو بود
قاصدی از سوی رسول خدا نزد خدیجه آمد و پیغام آورد :
«ای خدیجه !گمان مبر که کناره گیری من از تو ، از خشم است و برای جدایی نیست، بلکه این فرمان خداوند عزوجل است تا اراده اش را تحقق نبخشد . ای خدیجه جز خیر و نیکی گمان مبر.»
چهل روز گذشت ، چهل روز گران بر رسول خدا و پر اندوه بر خدیجه ...
زندگي نامه شهيد امیر سپهبد علي صيادشيرازي
شهادت هنر مردان خداست

| تاریخ تولد | ۲۳ خرداد ۱۳۲۳ | |
| محل تولد | کبودگنبد، | |
| تاریخ کشتهشدن | ۲۱ فروردین ۱۳۷۸ | |
| محل کشتهشدن | تهران، | |
| نحوه کشتهشدن | ترور توسط سازمان مجاهدین خلق ( منافقین )) | |
سينه ستبر تاريخ مالامال از خاطرات حيات و ممات مردان مردي است كه روحشان فراتر از زمان و عرصه فراخ زمين تنگتر از قلب سرشار از عشقشان بوده است. عشق به يگانه هستيبخش كه اشتياق لقائش آرام از جسم و جان آنها گرفته و سر سوداييشان را همواره بر آستان داشته است.
امير كمنظير ارتش اسلام سپهبد علي صيادشيرازي يكي از اين پر و بالسوختگان وصال نور است كه لباس زيباي شهادت زيبنده قامتش و كمترين مزد اخلاص، فداكاري و ايثار و پروانگي اوست. سردار سرافراز جبهه توحيد و بسيجي آشناي جبهههاي افتخار و شرف و نور، اين سربردار هم بيدار و جهادگر عرصههاي پيكار و شير بيشه شجاعت و ايثار و عاشق بيقرار و اسوه اخلاص و استقامت با صدق و صفا، پس از عمري جهاد خالصانه و جانبازي در خطوط مقدم دفاع از اسلام و ولايت ، با پيكر خونين و چهره رنگين و مخضوب به ديار معشوق شتافت و شهيد شاهد جوار قربضرت حق گرديد و اجر و پاداش آن همه اخلاص و ايثار را در همين دنياي فاني نيز گرفت.
تجليل و گراميداشت تمام برجستگان ملت و تقدير امت اسلام در تشييع با شكوه و كمنظير اين سرباز فداكار اسلام گواه اين مدعا است.او عاشق دلسوختهاي بود كه در گستره خونين جبهههاي نبرد از كوههاي سر به فلك كشيده كردستان تا دشتهاي تفتيده خوزستان به جهاد و نماز و نيايش ميپرداخت و در جهاد اكبرش اوج بندگي خويش را به نمايش ميگذاشت. او صدف خود را شكسته بود تا دُرّ ناب وجودش با ذوبيقت اسلام و ولايت ظهور يابد. ادوار زندگي سرشار از خدمتش، به حق نمونهاي مجسم در خدمتگزاري بر اين طريق بود و براي نيل به مقصود دمي آرام نداشت.
او فرماندهي متدين، جدي، اميدوار، سختكوش، شجاع و با اخلاص و الگويي كمنظير و برتر در خدمتگزاري و وفاداري به نظام و عشق به ولايتبود. زندگي مشحون از مجاهدات بيوقفه او با شهادت به اكمال رسيده است چون كه اين هنر مردان خداشهيد سپهبد علي صياد شيرازي در سال 1323 در شهرستان درگز در استان خراسان ديده به جهان گشود. او پس از اتمام تحصيلات ابتدايي و دبيرستان وارد دانشكده افسري و در سال 1346 موفق به اخذ دانشنامه ليسانس از آن دانشكده شد. وي پيش از پيروزي انقلاب اسلامي به مدت چندسال در بخشهاي مختلف ارتش بويژه در غرب كشور به پاسداري از كشور پرداخت و در سازماندهي و فعاليت نيروهاي انقلابي در ارتش تلاشي گسترده داشت.
شهيد پس از پيام امام خميني(ره) مبني بر شناسايي نيروهاي مخلص ارتش طاغوت، شناخته شد و به خاطر توان بالاي سازماندهياش مورد توجه حضرت امام و ياران انقلاب اسلامي قرار گرفت. وي پس طي دوره تخصصي توپخانه در آمريكا با درجه ستوانيكم و سمت استادي، در مركز آموزش توپخانه اصفهان به تدريس پرداخت و در همان شرايط به عنوان عنصري حزباللهي در جهتسازماندهي نظاميان انقلابي فعاليت خود را آغاز كرد و تلاشهاي وي پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ساماندهي ارتش و ساختار نيروهاي مسلح متجلّي شاز مهمترين اقدامات او پس از پيروزي انقلاب اسلامي و برپايي غائله كردستان، مي توان به تهيه طرح هاي عملياتي كه منجر به شكستن حصر شهرهاي سنندج و پادگان هاي مريوان، بانه و سقز شد، اشاره كرد.
شهر سنندج با تشكيل ستاد عمليات مشترك ارتش و سپاه پاسداران توانست پس از 21 روز مقاومت و دفاع از سوي مدافعان خويش ، كاملاً از تصرف و تسلط كردهاي ضد انقلاب خارج شود. پس از تحقق و اجراي موفق اين طرحها، شهيد صيادشيرازي، با دو درجه ارتقاء ، با درجه سرهنگ تمامي به فرماندهي عمليات غرب كشور منصوب شد.
وي در آخرين ماه هاي رياست جمهوري بني صدر به دليل برخورداري از روحيه انقلابي و مقابله با خيانت هاي او از سمت مذكور عزل گرديد و پس از آن تا عزل بني صدر و فرار مفتضحانه او به فرانسه به دعوت شهيد كلاهدوز در ستاد مركزي سپاه پاسداران به خدمت پرداخت. شهيد امير سپهبد علي صياد شيرازي پس از خلع بني صدر، براي پايان دادن به ناهماهنگي ارتش و سپاه در آن دوران، قرارگاه مشترك عملياتي سپاه و ارتش را راه اندازي كرد و به عنوان فرمانده ارشد در آن قرارگاه مشغول به فعاليت شد.
در مهر ماه سال 1360 به پيشنهاد رئيس شوراي عالي دفاع از سوي امام خميني(ره) به فرماندهي نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي منصوب شد. در اين منصب فرماندهي نيروهاي ارتش اسلام در عملياتهاي پيروزمند ثامن الائمه، طريق القدس، فتح المبين و بيت المقدس را بر عهده داشت.ياد فاتح بزرگ فتح المبين و بيت المقدس فراموش ناشدني است. چرا كه فتح المبين و بيت المقدس از ياد نرفتني است.
عملياتي كه سرنوشت جبهه هاي اسلام عليه كفر را به پيروزي رقم زد و مسير و روند جنگ تحميلي را در مسير پيروزي ارتش اسلام قرار داد. ايشان در 23 تيرماه 136 طي حكمي از سوي حضرت امام خميني(ره) به عضويتشوراي عالي دفاع منصوب شد. در متن حكم حضرت امام خطاب به آن بزرگمرد چنين آمده است: « براي فعال كردن هرچه بيشتر و بهتر قواي مسلح كشور ضرورت دارد از تجربه اشخاصي كه در متن مسايل جنگ بودهاند، استفاده هر چه بيشتر بشود، بدين سبب سركار سرهنگ صيادشيرازي و وزير سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را تا پايان جنگ به عضويتشوراي عالي دفاع منصوب مينما يم.»

به دنبال مسئوليت خطير شهيد صيادشيرازي در شوراي عالي دفاع، با درخواست رئيس شوراي عالي دفاع و موافقت حضرت امامخميني(ره) در مردادماه سال 1365 ، مسئوليت فرماندهي نيروي زميني ارتش به برادر ديگري واگذار گرديد. حضرت امام(ره) در حكم فرمانده جديد نيروي زميني ارتش پيرامون خدمات آن شهيد سرافراز چنين فرمودند:
«با تقدير از زحمتهاي طاقت فرساي سركار سرهنگ صيادشيرازي كه با تعهدكامل به اسلام و جمهوري اسلامي در طول دفاع مقدّس از هيچگونه خدمتي به كشور اسلامي خودداري نكرده و اميد است در آينده نيز در هر مقامي باشد، موفق به ادامه خدمتهاي ارزنده خود شود.»
سپس در 18 ارديبهشت 1366 به همراه تعدادي ديگر از فرماندهان ارتش با پيشنهاد رئيس شوراي عالي دفاع و موافقت امام خميني(ره) به درجه سرتيپي ارتقاي مقام يافت. آن شهيد والا مقام در مهرماه سال 1368 به درخواست رئيس ستاد فرماندهي كل نيروهاي مسلح و موافقت مقام معظمربري و فرماندهي كلقوا به سمت معاونتبازرسي ستاد فرماندهي كل نيروهاي مسلح منصوب شد. امير شجاع سپاه اسلام در شهريورماه سال 1372 با حكم فرماندهي معظم كل قوا به سمت جانشين رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح منصوب گشت. تيمسار سرتيپ صياد شيرازي در 16 فروردين 1378 همزمابا عيد خجسته غدير با حكم مقام معظم فرماندهي كل قوا به درجه سرلشگري نايل آمد.
نقش او در ايجاد وحدت بين قواي مسلح كشور و نيروهاي توانمند دفاعي و مهار دشمن و حفظ تماميت ارضي كشور و فتح جبهههاي حق عليه باطل در عملياتهاي ثامن الائمه طريق القدس، فتح المبين، بيت المقدس و ديگر عملياتهاي پيروزمند تا مرصاد و دفاع از حد و مرز ميهن عزيز امي بر كسي پوشيده نيست.
آري دشمن زبون چنين عنصر برجسته و موثر و شخصيت كمنظير و سرمايه عظيمي را از امت اسلام گرفت و نظام را از گرمي وجودش بيبهره ساخت و كوردلان شبپرست، خناسان روزگار و پس ماندههاي زخم خورده مرصاد در صبح روز 21 فروردين 78 ، فاتح بزرگ فتح المبين و بيت المقدس را آماج تيرهاي كينه خود قرار دادند و قامت استوار امير ارتش اسلام را به خاك افكندند.
روح بلند و سرفرازش در آسمانها پركشيد و به آرزوي ديرينه خويش كه همانا شهادت در راه معبود و وصال معشوق بود نائل گشت. بوسه بر تابوت حامل پيكر مطهر آن شهيد والا مقام توسط قلب تپنده امت اسلام، رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيهالله العظميخامنهاي (مدظله العالي) اوج تجليل از مقام شامخ اين شهيدعاشق و سردارعشق و تمام شهيدان گلگون كفن انقلاب اسلامي و دوران دفاعمقدس است كه اري نيز امام شهيدان، خميني كبير بر بازوان پرتوان و دشمن شكن آنان بوسه ميزد .
یاد آنهایی که رفتند و جان دادند تا آبی ترین آسمان دنیا مال ما ایرانیها باشد، بخیر !!!
شبها وقتی منورها دل آسمان را میشکست فکر میکردند که بر آنها در ساعات و روزها و ماههای گذشته چه گذشته است. حساب اعمالشان را میکردند قبل ار اینکه آن ناظر شاهد بر اعمالشان رسیدگی کند.
شبهای عید بهترین زمان برای محاسبه بود. مثل من و تو مینشستند پای سفره هفت سینی که سیب و سماق و سکه ای هم در کار نبود و برایشان اهمیتی نداشت. مهم سفره دلشان بود که ستارههایش را وقتی یا محول الحول و الاحوال میخواندند، میتکاندند...

نوروز در جبهه همیشه در میان گلولهها با گل و بوسه توام میشد. دو رکعت نماز روی آن سجاده پاک میخواندند و آن قدر هم رزمان با هم رفیق بودند که یک دستمال سفید پیدا شود، برای پاک کردن آن بلورهای محرمانه !
حالا نیستند و سفرههای هفت سین ما پر از سرکههای فراموشی شده...
نوروز و ایام عید که میشد در شرایط عادی جبهه و جنگ تا 5 روز از صبحگاه خبری نبود. عیدی بچهها، سکههای یک تا پنجاه ریالی و اسکناسهای صد تا هزار ریالی متبرک، دست حضرت امام (ره) بود. پنجمین پولهایی که به یادگار نوشته شده بود از سوی بچهها یا فرماندهان ! و غذاهای این ایام بهترین غذاها بود و پذیرایی با میوه و شیرینی همه جا دایر.
در کنار همه این نعمتها مراسم جشن و سرور بود، تئاترها و نمایشنامههای نشاط آور که به وسیله خود بچهها تهیه و اجرا میشد و نمایش فیلمهای سینمایی که زحمت تدارک آنها را بچههای واحد تبلیغات میکشیدند.
در هفت سین جبهه هم سنت " هفت سین " چیدن سفره شب عید را حفظ کرده بودند. منتها با همان رنگ و روی جنگی اش.
مثل هفت سین لشگر 27 که عبارت بود از : 1_ مین سوسکی 2_ مین سبدی 3_ سیم تله 4_ سیم چین 5_ سیم خاردار 6_ سرنیزه 7_ سی چهار ( C4 ) که این آخرین نوعی خرج و مواد منفجره غیر حساس بود.
سوزن اسلحه، سیمینوف سمبه و سنگر را هم به عنوان مواردی از هفت سین یاد کرده اند که در جای دیگر معمول بوده است.
در هشت سال دفاع مقدس، هشت بهار بر مردم ایران گذشت که طی این سالها بسیاری از رزمندگان در کنار خانواده نبودند و در جبهه ها سال را نو می کردند و یا با فرارسیدن هر بهاری در این هشت سال خانواده هایی بودند که تنها قاب عکس پدر یا برادر شهیدشان زینت بخش سفره هفت سین شان می شد. عده ای از خانواده های ایرانی نیز در بیمارستان در کنار جانبازان خویش سال نو را به یکدیگر تبریک می گفتند و یا در کنار قبور شهدای تازه پر کشیده خود سفره هفت سینی ساده از سنبل و سیب و گلاب و سبزه و.... پهن می کردند و این سنت زیبا از آن پس باقی ماند و ما هر ساله شاهد حضور مردم و خانواده شهدا در گلزار شهدای سراسر کشور در هنگامه تحویل سال هستیم که مردم به برکت این مکان مقدس برای خود و خانواده و کشور و جهان آرزوی خویش را بر زبان می آورند و در حق یکدیگر به درگاه خداوند سبحان دعا می کنند

نوروز در جبهه
نوروز و ایام عید که می شد- در شرایط عادی جبهه و جنگ – تا پنج روز از صبحگاه خبری نبود. عیدی بچه ها، سکه های یک تا پنجاه ریالی و اسکناسهای صد تا هزار ریالی متبرک به دست امام(ره) بود؛ همچنین پولهایی که یادگاری نوشته خود بچه ها یا فرماندهان بود.غذاهای این ایام بهترین غذاها بود و پذیرایی با میوه و شیرینی در همه جا دایر. در کنار همه این نعمتها، مراسم جشن و سرور بود؛ تئاترها و نمایشنامه های نشاط آور که بچه ها خود تهیه و اجرا می کردند و نمایش فیلمهای سینمایی که زحمت تدارک آنها را نیروهای واحد تبلیغات می کشیدند.
در این ایام بچه ها راه می افتادند برای عرض تبریک از محل فرماندهان شروع می کردند و بعد به سنگرهای مجاور می رفتند در حالی که همه با هم می گفتند: برادرا، برادرا عید شما مبارک. اهل سنگر هم جواب می دادند، یا به شوخی چیزی می گفتند و از میهمانان دعوت می کردند به داخل سنگر آنها بروند و پذیرایی بشوند.
هفت سین جبهه
سنت "هفت سین" چیدن در سفره شب عید را بعضی حفظ کرده بودند منتها با صبغه جنگی آن. مثل هفت سین گردان تخریب لشکر 27 که عبارت بود از:1-مین سوسکی2- مین سبدی3- سیم تله4- سیم چین5- سیم خاردار6- سرنیزه7- سی چهارC4)) نوعی خرج و مواد منفجره غیر حساس، سوزن اسلحه، سیمینوف، سمبه و سنگر را هم به عنوان مواردی از هفت سین ذکر کرده اند که در واحدهای دیگر معمول بوده است.
سنگر تكانی نوروزی در جبهههای دیروزی !
سنت شده بود. هیچ کاریش نمیشد کرد. ولی از همه جالب تر این بود که در یک محور جبهه، هر کدام از نیروها متعلق به شهر و شهرستانی خاصبودند. تعدادی از آمل و بابل، چندتایی از کرمانشاه، دو سه تایی هم که ما بودیم از تهران.
اصلاً احتیاج نبود به تقویم نگاه کنی، نسیم خوشی که در کانال ها و شیارها میدوید، حکایت از بهار داشت. پرندههای خوش لهجهای که بر روی تختهسنگ ها، میان سبزههای نورَس میپریدند و آواز سر میدادند، خبر از نو شدن سال داشتند.
خیلی قشنگ بود. ناخواسته سر وصدای خمپاره و تیراندازی هم کم میشد. انگار عراقی ها هم به «سال نوی شمسی» اعتقاد داشتند!
رسم «خانه تکانی» از آن برنامههای جالب سال نو بود که من یکی ـ درتهران که بودم ـ همواره از آن میگریختم. هر چه مادرم میگفت به او کمک کنم و فرش و پردهها و... را بشویم، به بهانهای از خانه میزدم بیرون. چهارده ـ پانزده سال که بیشتر سن نداشتم، همیشه احساسم این بود که پدر و مادر، صاحب خانه هستند و من اولادشان، پس وظیفه اصلی خانه تکانی با آنهاست.
ولی........
در سالی که گذشت و به اتمام رسید چه کردم؟ آیا به یاد خدا بودم؟ آیا او را ستایش کردم؟ آیا گرفتاری برادر مؤمنم را رفع کردم؟ آیا حاجتی از او برآورده کردم؟ آیا در غیابش مراقب بودم تا حیثیّتش را حفظ کنم؟
متاسفانه برخي آگاهانه يا آگاهانه به اسم ترويج و پاسداشت ميراث ها و سنت هاي باستاني ، فرهنگ هاي جاهلي كه هيچ گونه جنبه مثبتي در آن وجود ندارد را در بين جوانان گسترش داده و در پشت اين موضوع در صدد ضربه زدن به هويت اسلامي جامعه مي باشند.
میلاد باسعادت امام حسن العسکری (ع) گرامی باد
یکی از دریای فضائل امام حسن العسکری(ع) :
حبابه والبيه زنى بود كه در كوفه به خدمت اميرالمؤمنين (ع) رسيد و گفت: يا اميرالمؤمنين! خدا تو را رحمت كند، دليل امامت چيست؟ امام سنگى را نشان داد و فرمود: آن سنگ 15 را پيش من آور، زن سنگ را پيش امام آورد، حضرت مهر خودش را به سنگ زد (اثر مهر در سنگ آشكار شد). بعد فرمود: يا حبابه! وقتى كه يك نفر ادعاى امامت كرد و توانست ماند من اين سنگ را مهر كند بدان او امام مفترض الطاعة است.
اين زن تا زمان امام رضا (ع) زنده ماند، با معجزه امام سجاد (ع) جوانى به او بازگشت و سنگ را تا مهر امام ثامن (ع) رسانيد، 16 آنگاه فرزندان وى در زمان امامان ديگر اين كار ادامه دادند.
ثقه جليلالقدر داود بن قاسم جعفرى گويد: نزد امام حسن عسكرى (ع) بودم كه به امام گفتند: مردى از اهل يمن اجازه ورود مىخواهد، امام اجازه فرمود، ديدم مردى بلند قامت و قوى بازو داخل شد، به امام سلام ولايت داد، حضرت جواب داده و امر به نشستن كرد.
او در نزد من و چسبيده به من نشست، من به خود گفتم: اى كاش مىدانستم اين شخص كيست؟ امام (ع) فرمود: اين از فرزندان آن زنى است كه پدران من سنگى كه او داشت مهر كردهاند، و اثر مهرشان در آن نقش شده است، آن را آورده است تا من نيز مهر كنم. بعد فرمود: سنگ را بياور، او سنگ را بيرون آورد، ديدم جايى از آن صاف است و مهر نخورده .
ابو محمد عسكرى (ع) آن را گرفت، مهر خويش بيرون آورد و آن را مهر كرد، گويى الان نقش مهر را مىبينم كه «الحسن بن على» بود، من به مرد يمانى گفتم: تا به حال امام را ديده بودى؟ گفت: نه واللّه ولى مدتى بود كه به ديدارش شايق بودم، گويى الساعه جوانى كه او را نديده بودم نزد من آمد و گفت: برخيز به محضر امام برو، من وارد خدمتش شدم.
سپس مرد يمانى برخاست و مىگفت: «رحمة الله و بركاته عليكم اهل البيت ذرية بعضها من بعض اشهد بالله ان حقك الواجب كوجوب حق اميرالمؤمنين والائمة من بعده صلوات الله عليهم اجمعين»آنگاه رفت و ديگر او را نديدم.
ابو هشام گويد: از او پرسيدم اسمت چيست؟ گفت: نام من مهجع پسر صلت پسر عقبه، پسر سمعان، پسر غانم، پسر ام غانم و آن زن اعرابيه يمنى صاحب سنگى است كه اميرالمؤمنين (ع) بر آن مهر زد و فرزندانش مهر زدند تا زمان امام أبى الحسن رضا (ع). 17 مجلسى رحمة الله آن را در بحار: ج 50 ص 302 از ابوهاشم از اعلام الورى نقل كرده و اشعار ابوهاشم را نيز درباره آن آورده است
انتخابات در نظام اسلامی دارای شرایط و آداب خاص خود می باشد به گونه ای که کاندیداها و طرفداران آنان نباید از هر شیوه ای برای موفقیت و دستیابی به اهداف خود استفاده کنند چرا که پذیرش مسئولیتها در نظام اسلامی قبول رسالتی الهی و ملی برای تحقق آرمانهای اسلامی و خدمت به مردم است. بنابراین چارچوبها و ضوابط دینی اخلاقی اجتماعی و فرهنگی باید مورد توجه قرار گیرد و به هیچ عنوان نباید شخصیت حیثیت و آبروی افراد دستخوش تمایلات و خواسته ها و اغراض دنیایی دیگران قرار گیرد.
بسم رب الشهداء و الصدیقین
شهدا ذخائر عالم بقا هستند
امام خمینی (ره)
بیست و ششمین سالگرد شهدای
والفجرهشت
و شهدای دفاع مقدس و 37 شهید محله ی عباس آباد
گرامی باد.
یاد و خاطره ی شهدای شهرستان آران و بیدگل که در این سنگر با نثار جانشان ، به ندای امام زمان خویش لبیک گفتند وبه دیار حق شتافتندگرامی باد
بسیجی شهید حسن مطیعی
بسیجی شهیدعلی مشرقیان
بسیجی شهیدسعید برادران
بسیجی شهیدعلی محمد برادران
بسیجی شهیداحمد میرزا زاده
بسیجی شهیدحسین سلطان محمدی
بسیجی شهیدابوالفضل صبوری
بسیجی شهیدنعمت الله خانی
بسیجی شهیدحسین ذوالفقاری
بسیجی شهیدعلی اکبر کمال
بسیجی شهیدماشاالله گنجی پور
سرباز شهید علی محمد فرهائیان
پاسدار شهید حبیب الله دانه گردی
پاسدار شهید نعمت الله شریفی مهر
سرباز وظیفه زنده یاد میثم فائض

رویدادهای 22 بهمن

رویدادهای شنبه 21 بهمن1357
* با آغاز درگيري مسلحانه، پرسنل انقلابي نيروي هوايي براي تسليح مردم در ازاء کارت پايان خدمت سربازي، يک قبضه سلاح و هفت فشنگ در اختيار آنان قرار ميدادند. * درساعت 5/4 بعدازظهر کلانتري تهران نو ـ پس از پنج ساعت زد و خورد شديد بين مأمورين گارد و مردم ـ سقوط کرد و مردم و گارديها در اين زدو خورد چندين کشته و مجروح داشتند . از اين پس، کلانتريها يکي پس از ديگري به دست مردم ساقط شدند. * فرماندار نظامي تهران در اعلاميه شماره چهل خود، ساعات حکومت نظامي را از ساعت چهار و نيم بعدازظهر تا ساعت پنج صبح افزايش داد. پس از شدت گرفتن حملات مردم به کلانتريها و پادگانها، فرماندار نظامي تهران در همين روز ساعت منع عبور و مرور را تا ساعت دوازده ظهر افزايش داد. يعني مردم تنها از ساعت دوازده شهر تا چهار و نيم بعدازظهر اجازه خروج از منازل خود را دارند. * رژيم در تدارک يک کودتاي نظامي است. سپهبد رحيمي، فرماندار نظامي تهران و حومه، طي دستورالعملي به يگانهاي تابعه خود، از آنها خواست تا بيدرنگ کليه رهبران نهضت را دستگير و با هواپيما به يکي از جزاير منتقل نمايند. همراه اين دستورالعمل، ليستي از اسامي صدها نفر که بايد بازداشت شوند، الصاق شده است که در رأس آنها نام حضرت امام، آْيتالله طالقاني مهندس مهدي بازرگان، به چشم ميخورد. در اين دستورالعمل، پيشبيني شده است که کليه رهبران درجه دوم که اقدام به تحريک در مقابل اين دستگيريها بکنند، بازداشت شوند. * حضرت امام خميني در رابطه با حکومت نظامي اعلام شده از طرف فرماندار نظامي تهران، آن را ملغي اعلام کردند و گفتند: اعلاميه امروز حکومت نظامي خدعه و خلاف شرع است و مردم به هيچوجه به آن اعتنا نکنند ... اخطار ميکنم که اگر دست از اين برادر کشي بر ندارند و لشگر گارد به محل خودش برنگردد ... تصميم آخر خود را به اميد خدا ميگيريم. همچنين دولت موقت، اعلاميه حکومت نظامي را یک توطئه توصيف کرد. * مينيبوسها و ماشينهاي وابسته به ستاد کميته امام خميني، با بلندگو، لغو اعلاميه فمراندار نظامي را در سطح تهران اعلام کردند. گفتني است که بنا به گفته رحيمي، يکي از سران ارتش، حکومت نظامي تصميم داشت که با افزايش ساعات حکومت نظامي، به انجام کودتا و سرکوب مردم و خصوصا ترور و دستگيري رهبران نهضت، بپردازد. اين تصميم حضرت امام، توطئه بزرگي را در آستانه پيروزي نهضت در نطفه خفه کرد. * امام خميني در جواب به استعفاي افراد نيروي مسلح نوشتند: قسم براي حفظ قدرت طاغوتي صحيح نيست و مخالفت با آن واجب است و کساني که قسم خوردهاند بايد بر خلاف آن عمل کنند. * مردم مسلح به ياري افراد نيروي هوايي رفتند. جنگ خياباني در تهران اوج بيشتري پيدا کرد. * دهها هزار تن از مردم در خيابان فرحآباد، پشت کيسههاي شن و خاک سنگر گرفتند. * کلانتريهاي تهران نو، (چهارده و شانزده و بيست و يک و نه) و نارمک ده و يازده و شهر ري، سقوط کردند و همچنين يک هليکوپتر گارد در تهران در هوا ساقط شد. * حجتالاسلام دکتر مفتح از جانب حضرت امام، عکس مندرج در روزنامه کيهان مبني بر رژه افسران نيروي هوايي در مقابل ايشان را کاملا صحيح و واقعي دانست. * بازرگان گزارش مطبوعات را در زمينه تماس با بختيار و سران ارتش، قويا تکذيب کرد. * از سوي دفتر تبليغات امام خميني، هر گونه تماس با بختيار و سران ارتش تکذيب شد. * امام خميني اعلام کردند که من خودم اهل قلم و بيان هستم و هيچ سخنگويي ندارم. * ستاد امداد و سازمان ملي پزشکان، تعداد شهدا را تا ساعت يازده امشب، صد و بيست و شش تن ، و مجروين را ششصد و سي و چهار نفر ذکر کرد. * شما کشته شدگان که به بيمارستان جرجاني منتقل شدهاند، به چهل و شش نفر رسيد و تعداد زخميها به علت کثرت آنها قابل شمارش نيست. * آيتالله شريعتمداري ضمن آرزوي موفقيت براي دولت بازرگان، انتخاب وي را تبريک گفت. * مهندس بازرگان در شرکت نفت اعلام کرد: با استقرار دولت موقت، اعتصاب شرکت نفت پايان خواهد يافت. * حزب کمونيست قبرس اعلام کرد که تجهيزات جاسوسي آمريکا از ايران به قبرس منتقل شده است
رویداد جمعه 20 بهمن 1357
عده ای از پزشکان و کارکنان بیمارستان سوم شعبان به دیدار امام رفتند. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، در این که در مدرسه علوی تهران صورت گرفت، امام به وضعیت بیمارستانها و مصدومان اشاره کردند و گفتند: گناه این ملت این بود که می خواستند آزاد باشند، اختناق نباشد. صحیفه امام؛ ج 6، ص
117. زمان:
* با حمله مأموران گارد به پادگان نيروي هوايي تهران، جنگ خياباني آغاز شد. به گفته همافران، وقتي که راديو اعلام کرد فيلم ورود امام خميني بعد از اخبار تلويزيون نمايش داده خواهد شد، آنها در سالن پادگان اجتماع کردند. با ظاهر شدن تصوير حضرت امام بر صفحه تلويزيون، طنين صلوات سالن را پر کرد و در اين هنگام، افراد گارد به سوي آنها تيراندازي کردند و درگيري آغاز شد. * مردم ساکن در اطراف خوابگاه همافران، هنگامي که از حمله نيروي گارد به همافران آگاه شدند، اهالي خيابانهاي اطراف را نيز با خبر کردند و طولي نکشيد که جمعيت انبوهي در کنار ديوار خوابگاه گرد آمدند که با فرياد اللهاکبر از همافران حمايت ميکردند.* اجتماع مردم در کنار خوابگاه همافران نيروي هواي يکه از ساعت ده شب آغاز شده بود همچنان ادامه يافت. ترس مردم اين بود که در صورت پراکنده شدن، نيروهاي گارد، مجددا به همافران حمله کنند، لذا از دفتر حضرت امام کسب تکليف کردند و دفتر امام توصيه کردند که پراکنده نشويد.
* مردم در کنار خوابگاه نيروي هوايي همچنان شعار ميدادند و خود را با آتش لاستيکهاي فرسوده گرم مي کردند که در ساعت 5/3 بعد از نيمه شب مأموران حکومت نظامي با خودروهاي نظامي و در حاليکه از دور با شليک رگبار مسلسلها به طرف هوا در صدد ترساندن مردم بودند، به اجتماع مردم حمله کردند. در اين هنگام مردم به کوچههاي اطراف پناه بردند اما مأمورين توانستند يکصد و پنجاه و دو نفر را دستگير و به محل استقرار حکومت نظامي در کلانتري تهران و منتقل کنند. در بين دستگير شدگان دو روحاني نيز حضور داشتند. تذکر: ظاهرا اولين کلانتري ساقط شده در جريان هجوم مردم همين کلانتري بود.
پنج شنبه 19 بهمن 1357

رویداد های پنج شنبه 19 بهمن 1357
* جمعي از پرسنل نيروي هوايي با انجام رژه و خواندن سرود در مقابل حضرت امام، با حرکت اسلامي مردم ايران و رهبري نهضت اعلام همبستگي کردند. ايشان همچنين از راهپيمايي مردم در حمايت از دولت مهندس بازرگان تشکر کردند. * مطبوعات و راديو رياض: مهندس بازرگان اعلام کرد نتوانسته است رضايت ارتش را جلب کند و ارتشيان از قانون اساسي حمايت ميکنند. وي طي اولين سخنراني عمومي پس از اعلام نخست وزيري دولت موقت گفت: بنده ماشين سواري نازک نارنجي هستم که بايد روي جادههاي آسفالت و راه هموار حرکت کنم. * ستاد ارتش، عکس روزنامه کيهان مبني بر رژه افسران نيروي هوايي در مقابل حضرت امام را تکذيب کرد. * طرفداران قانون اساسي، شهر خوي را به آتش کشيدند و در شهر گنبد به يک حمام زنانه يورش بردند. * عدهاي از هواداران رژيم که به طرفداري قانون اساسي در تهران تجمع کرده بودند، با مخالفين خود به زد و خورد پرداختند. * خبرنگار لوسآنجلس تايمز، در تيراندازيهاي خيابان فرحآباد ژاله تير خورد و کشته شد. * طي روزهاي گذشته و امروز، شهر تهران شاهد تظاهرات مردم و فرياد و خشم کليه اقشار در مقابل رژيم بود. بانکها و ديگر مؤسسات دولتي مورد هجوم مردم به ستوه آمده از جنايتهاي شاه قرار گرفتند و شعلههاي آتش از همه سو زبانه ميکشيد. * امام خميني طي نطق کوتاهي که از شکبه تلويزيوني کارکنان اعتصابي راديو و تلويزيون بطور مستقيم پخش ميشد ضمن آرزوي موفقيت براي کارکنان رسانههاي گروهي گفتند: دستگاههايي در اين قسمت بوده و هست که بايستي در خدمت مردم ميبودند. ولي رژيم غاصب از آنها در راه هدفهاي نامشروع استفاده کرده است. * سرهنگ قذافي حمايت خويش را از انقلاب مردم ايران اعلام داشت. * در درگيريهاي گرگان، پنج نفر کشته و يازده نفر مجروح شدند. * خانواده افسران بازداشتي نيروي هوايي، همچنان با ادامه تحصن، تهديد به اعتصاب غذا کردند. * مهندس شريف امامي که از طرف دادستاني ممنوعالخروج شده بود، از کشور گريخت. * گروه منصورون، ترور رييس گارد دانشگاه جندي شاپور اهواز را به عهده گرفت. * افراد مسلح به يک شعبه بانک ملي در کرمان دستبرد زدند. همچنين موجودي يکي از شعب اين بانک در تهران نيز سرقت شد.


